حسن حسن زاده آملى

415

هزار و يك كلمه (فارسى)

اشارتى فرموده است كه « الحسن و الحسين سيّدا شباب اهل الجنّة » . فخر الدين على صفى در لطائف الطوائف آورده است كه : مروى است صفيّه بنت عبد المطلب كه عمهء آن حضرت است ( يعنى حضرت رسول اللّه صلى الله عليه و آله ) روزى نزد حضرت آمد درحالىكه پير شده بود گفت يا رسول الله دعا كن تا من به بهشت روم . حضرت بر سبيل طيبت فرمود كه زنان پير به بهشت نخواهند رفت . صفيه از مجلس حضرت برگشت و مىگريست . حضرت تبسّم فرمود و گفت او را خبر دهيد كه اوّل پيرزنان جوان شوند آنگاه به بهشت روند و اين آيت بخواند : إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً . « 1 » يعنى به درستى كه ما بيافريديم زنان را در دنيا آفريدنى پس خواهيم گردانيد ايشان را دختران بكر و دوشيزه در آخرت كه ايشان را به بهشت درآريم . عارف بزرگوار جامى اين واقعه را در عقد سى و دوم سبحة الابرار نيكو به نظم درآورده است : كرد آن زال كهن سال سؤال * از نبى كاى شه فرخنده خصال روز محشر كه بهشت آرايند * رستگاران به بهشت آسايند شود آن منزل عالى وطنان * راحت آباد چو من پير زنان گفت حاشا كه چنان خوش وطنى * گردد آرامگه پيرزنى گل آن باغ جوانان باشند * غنچه‌اش تنگ دهانان باشند پيرزن چون ز نبى قصّه شنيد * ناله از سينه پرغصّه كشيد از فغان زمزمهء غم برداشت * وز مژه گريهء ماتم برداشت شد نبى مژده دهش چابك و چست * كه همه كهنه عجوزان ز نخست يك بيك دختر دوشيزه شوند * چون در آن روضهء پاكيزه شوند اوّل كار جوانى بخشند * آنگه آمال و امانى بخشند اين بنده در نكاتش آورده است كه : هروقت به ياد اويى جوانى . « الحسن

--> ( 1 ) - واقعه ( 56 ) : 35 - 36 .